به گزارش سرویس بینالملل خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام و المسلمین شیخ قدیر آکاراس، رئیس مجمع علمای اهل بیت (ع) ترکیه، در یادداشتی با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، به بازخوانی جلوههای جهانی مراسم عاشورای سال ۱۴۴۷(۲۰۲۶) پرداخته و با تأکید بر جهانیشدن پیام نهضت امام حسین علیه السلام، عاشورا را میراث مشترک وجدان بشریت و کربلا را زبانی جهانی برای عدالت، آزادی و کرامت انسانی توصیف کرده است. مشروح این یادداشت را در ادامه میخوانید:
صدای بیمرز کربلا
هر سال با فرا رسیدن ماه محرم، جهان کمی ساکتتر میشود. اما این سکوت، سکوت مرگ نیست؛ بلکه حالت آرامشی است که در آن وجدان سخن میگوید و دلها گوش فرا میدهند. زیرا کربلا تنها یک روز در تقویم نیست؛ پژواکی است در وجدان بشریت که هرگز خاموش نمیشود.
مراسم عاشورای سال (۲۰۲۶) ۱۴۴۷ این حقیقت را بار دیگر پیش چشم همگان آشکار ساخت. امسال نه تنها در کربلا، نجف، قم یا مشهد؛ بلکه از استانبول تا لندن، از برلین تا نیویورک و از کراچی تا سیدنی، میلیونها نفر در سراسر جهان پیرامون یک عزاداری مشترک گرد هم آمدند. جغرافیاها متفاوت، زبانها متفاوت و فرهنگها متفاوتند، اما زبان اشک هرگز تغییر نکرده است.
سیل خروشان میلیونها زائر در عراق، تنها تجلی یک دلبستگی تاریخی نبود، بلکه نماد یک ایمان زنده بود. در ایران، در سایه شهادت رهبر عزیز و جنگ، سنتهای چند صد ساله با ریتم شهرهای مدرن پیوندی دوباره یافت. در پاکستان و هند، با وجود نگرانیهای امنیتی، عزم و اراده مردم برای زنده نگه داشتن عشق به حسین علیه السلام ارادهای تحسینبرانگیز بود. در لبنان، مرثیههایی که بهرغم وحشیگری اشغالگران صهیونیست و تمام بیرحمیهای جنگ سر داده میشد و مراسم یادبودی که به یک نمایش قدرت تبدیل شده بود، روح حسینی موجود در حماس را که بمبها نتوانستند در فلسطین خاموش کنند، دوباره به میدان میآورد.
اروپا اما امسال چشمانداز متفاوتی را به نمایش گذاشت. راهپیماییهای برگزار شده در لندن، برلین، هامبورگ و دیگر شهرهای بزرگ، دیگر تنها برنامههای عزاداری درونگروهی جوامع مهاجر نبودند، بلکه به نظر میرسید ابعادی جهانی به خود گرفتهاند. پیام کربلا به روشنی بازتاب این واقعیت بود که در حال تبدیل شدن به یک زبان جهانی پیرامون مفاهیم «عدالت»، «آزادی» و «کرامت انسانی» است، آنجا که انسانهایی از ادیان و ملتهای مختلف با کنجکاوی آن را نظاره میکنند.
در ایالات متحده آمریکا نیز با وجود ازدحام پرحاشیه جام جهانی، برنامههای برگزار شده در شهرهایی چون نیویورک، لسآنجلس، شیکاگو و هیوستون، تنها به مجالس عزاداری محدود نشد. کمپینهای اهدای خون و فعالیتهای امدادی برای نیازمندان به تمام جامعه نشان داد که کربلا تنها چشمهای از اشک نیست؛ بلکه همزمان مکتب رحمت و مسئولیتپذیری اجتماعی است.
در ترکیه نیز، نکته قابل توجه در برنامههای برگزار شده، به ویژه در استانبول، آنکارا، ایغدیر، قارص و بسیاری از شهرهای دیگر، تلاقی گروههای سنی مختلف در یک فضای معنوی مشترک بود.
عشق حزنانگیز مردم آناتولی که با محبت اهلبیت (ع) آمیخته است، در کنار یادآوری توسط تودههای وسیع، فضای زیبایی را ایجاد کرد که همه اقشار، از حزب حاکم گرفته تا احزاب مخالف را در بر گرفت و در یک عزاداری مشترک متحد ساخت. جوانانی که با لباسهای مشکی در کنار پیرمردان سیاهپوش قدم برمیداشتند، کربلایی را که پدربزرگهایشان روایت کرده بودند، اکنون با زبان خود به آینده منتقل میکردند. این تنها تداوم یک سنت نبود؛ بلکه به امانت سپردن حافظه تاریخی از نسلی به نسل دیگر بود.
با این حال، آنچه در مراسم امسال بیش از همه مرا به فکر فرو برد، عظمت جمعیت نبود. سؤال اصلی که باید به آن پرداخت این است:
آیا یادآوری کربلا در حال گسترش است، یا درک و فهم کربلا؟
یاد کردن از امام حسین علیه السلام تنها با اشک ریختن آسان است؛ آنچه دشوار است، زندگی کردن بر اساس حقایقی است که او برای آنها بپا خاست. در این راستا، بهروز شدن پیام کربلا و تبدیل شدن مراسمها به واکنشی ملموس در برابر ظالمان، امیدوارکننده بود.
امروز در روی زمین ظلم همچنان ادامه دارد؛ کودکان مظلوم هنوز میگریند. اینکه گرسنگی، جنگ، اشغالگری و بیعدالتی همچنان مایه شرمساری مشترک بشریت است، انطباق پیام کربلا با عصر ما را ضروری میسازد.
اگر انسانهایی که از میدانهای عاشورا بازمیگردند، در محل کار خود عادلتر، در خانوادههایشان مهربانتر، در جامعه صادقتر، و در برابر ظالمان فرد و جامعهای شجاعتر نمیسازند، پیام کربلا هنوز بهطور کامل به دلها نفوذ نکرده است. زیرا کربلا تنها حادثهای برای گریستن نیست، بلکه کربلا مکتب اخلاقی است که سکوت نکردن در برابر ظالم را میآموزد.
واقعیت دیگری که امسال جلب توجه میکرد، جهانی شدن فرهنگ عزاداری در عصر ارتباطات است.
در گذشته، انسانها تنها میتوانستند در مراسم شهر خود شرکت کنند، اما امروز میتوانند برنامههای سراسر جهان را به طور همزمان دنبال کنند. مرثیهای که در یک شهر خوانده میشود، چند دقیقه بعد در قارهای دیگر طنینانداز میشود. آبی که یک کودک پخش میکند، دلهای دیگری را در هزاران کیلومتر دورتر به تپش وامیدارد.
گویی آن ندای "هل من ناصر ینصرنی؟" که قرنها پیش در ساحل فرات طنینانداز شد، اکنون از میان کابلهای فیبر نوری عبور کرده و دوباره به تمام بشریت میرسد. شاید بزرگترین معجزه عاشورا نیز همین باشد.
با وجود گذشت چهارده قرن، نه ظالمان فراموش شدهاند و نه صدای مظلومان خاموش گشته است. سلطنتها به قفسههای پر از گرد و غبار تاریخ سپرده شدهاند، امپراتوریهای بسیاری فرو پاشیدهاند؛ اما پرچم سرخ کربلا همچنان در همه جای جهان در اهتزاز است. زیرا حقیقت، نه با شمشیر، بلکه با وجدان زنده میماند.
و عمر وجدان، از دولتها طولانیتر است.
مراسم عاشورای سال (۲۰۲۶) ۱۴۴۷ بار دیگر به ما نشان داد که؛ کربلا دیگر متعلق به یک جغرافیای خاص نیست، بلکه میراث مشترک وجدان بشریت است. هر جا مظلومی باشد، نام حسین در آنجا دوباره یاد خواهد شد. هر جا انسانی برای عدالت بهایی بپردازد، عاشورا در آنجا دوباره تجربه خواهد شد. زیرا کربلا جنگی به جا مانده در تاریخ نیست؛ بلکه ندای اخلاق و قیام است که به انسانِ هر عصری خطاب میشود.
و آن ندا امروز نیز به اندازه روز اول زنده است:
"آیا انسان در کنار ظالم خواهد ایستاد، یا در کنار حق؟"
نویسنده: قدیر آکاراس










نظر شما